روز قضاوت

یروز با یه رفیق صحبت می‌کردم…
می‌گفت همه ما یه روزی روز قضاوت خودمون رو داریم.
یعنی قبل اینکه بمیریم به یه جایی میرسیم
بعد از اون کوهی از اتفاقات و خاطرات پشت سرمونه …
کجاهارو اشتباه رفتیم…
کجاهارو نباید میرفتیم…
چی شد که اینجوری شد…
من حرفشو قبول داشتم ولی همیشه گفتم تو لحظه هر کاری که میتونم میکنم تا روز قضاوتم نگران نباشم…
عشقم رو بدون پرده بیان میکنم.
برا بودن تلاش میکنم…
برا هرچیزی که بتونم تلاش میکنم…
نکنه فردا بشه حسرت….
نکنه فردا بشه و قدر این لحظه هامو ندونستم….
اما وقتی در زمان حال کار میکنم به این نتیجه میرسم…
همیشه هرچیزی دو طرف داره…
خیلی کارها رو نباید به قضاوت خودت دید…
باید با صغری و کبری طرف مقابل نگاه کرد…
من امروز از دو روز قضاوت می‌ترسم…
روز قضاوت خودم در دید خودم
روز قضاوت من در دید تو…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *